تبليغاتX
کلوپ هواداران پوریا پورسرخ
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
مژده دهید یار ز راه میرسد

 

مژده دهید

 

 

یار ز راه می رسد

 

 

باز کنید پنجره را

 

 

بوی بهار می رسد

 

 

بانگ زنید

 

 

سوته دلی

 

 

سوی دیار می رسد

 

 

باز کنید پنجره را

 

 

عشق ز راه می رسد

 

 

عشق ز راه می رسد

 

 

 

 

 

به به سلام به روی ماه همتون و همین طور به رویه ماهه آقا پوریای گل که باعث شده همه ی ما ها متحد بشیم تا یه جشن تولده توپ براش بگیریم

من که خیلی خیلی خوشحالم چون عشقم تو یه همچین روزی متولد شده و الان من افتخار اینو دارم تا جشنه تولده 30 سالگی شو بهش تبریک بگم

 

تولدت مبارک عشقه من

 

ایشاالله 100 سال زنده باشی

 

این شعر تقدیم به تو:

 

الهی 100 ساله شی             نه!120 ساله شی

 

نه!120 سال کمه              همیشه زنده باشی

 

 

خوب دیگه تموم شد اینم آپ تولده پوریا جون

 

ممنون سر زدی

 

بای بای

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

میدونستم باور نمیکنین که من که اینقدر پوریا رو دوست دارم فقط همینو بگم واسه تولدش!!!!

 

و حالا اصل کار .......

 

این شما و اینم عکس و شعر و کلی جمله ی قشنگ به مناسبت تولده عزیز ترینم:

 

 ببخشید هر کار کردم نتونستم عکس ها رو خوب بزارم برای دیدنه عکسا روی لینکا کلیک

 

 کنین

********

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کاره من شکاره عشق. عاشقه شقایقم

 

توی مردابه دلم منم و یه قایقم

 

کاره تو دلبریه .کمی افسونگریه

 

نمیدونم روبه روم آدمه با پریه؟

 

تو خوده خودشی دیگه آخرشی

اینو دلم میگه همه ی باورشی

 

 

تو خوده خودشی دیگه آخرشی

اینو دلم میگه همه ی باورشی

 

********

عکس:پوریا 1

 

 

عکس:پوریا 2

 

 

عکس:پوریا 3

 

 

عکس:پوریا4

 

 

عکس:پوریا 5

 

 

 

 

 

اینم خطاب به شما گل ها و همین طور خودم:

 

وقتی به اسمون نگاه میکنی دوست داری کدوم ستاره مال توباشه ؟

به اونی که کم نورتره قانع باش چون اونی که پرنورتره روهمه نگاه میکنن

*******

کاش می دونستی چقدردلم بهانه ی تورا میگیره هرروز

کاش می دونستی

چقدردلم هوای با تو بودن کرده

کاش می دونستی چقدردلم ازاین روزهای سرد

بی توبودن گرفته

کاش می دانستی چقدردلم برای ضرب اهنگ قدمهایت

گرمی نفسهایت، مهربانی صدایت تنگ شده

کاش می دانستی چقدردلواپس توام

کاش می دانستی چقدرتنهام ، چقدرخسته ام

وچقدربه حضورسبزت محتاجم

وهمیشه ازخودم می پرسم

این همه که من به توفکرمی کنم

توهم به من فکرمی کنی؟

 

 

&&&&&&&

 

اگه یه مدت از کسی که دوستش داشتی دور بودی و نتونستی فراموشش کنی

بدون یه عاشق واقعی هستی

و بدون

اگه یکی رو دوست داشتی اون همه حقی نسبت به تو داره

از جمله اینکه دوست نداشته باشه

پوریا من با این حقی که به گردنم داری چی کار کنم؟

 

عکس:پوریا6

 

 

عکس:پوریا7

 

 

عکس:پوریا 8

 

 

عکس:پوریا9

 

 

 

 

&&&&&&

 

 

 

دوستی یک حادثه و جدایی یک قانون است

                       بیا همیشه حادثه ساز و قانون شکن با شیم

 

********

تمام شب گریه میکنم فقط به خاطرتو

اشکهایم خشک می شود حققیقت دارد

اما بدون حتی یک روزهم زنده نمی مانم

همیشه درقلب منی قسم می خورم

اگرصدایم کنی انجا خواهم بود

اما بدون حتی یک شب هم زنده نمی مانم

این لبخند توست که تپش قلبم را بالا می برد

این لبخند توست وهمیشه می ماند

می دانم که تنها عشق منی

این لبخند توست هرگز رهایت نمی کنم

این لبخند توست که همیشه برلب داری

می دانم که توتنها عشق منی

توبرایم معنی همه چیزی

هرروزتویک رازی

وبدون تو حتی یک روزهم زنده نمیمانم

وهرروزیک روزتازه است

ومن خوابم نمی برد می ترسم که بروی

اگرچشمانم هم بگذارند عشقم اجازه نمی دهد بروی

وقول می دهم برایت ستاره ای بگیرم

ازکوه بالا بروم حتی اگرخیلی دورباشد

اه عزیزم فقط به خاطرتوزنده ام

*******

امشب از دیدگان تو

روی شعرم ستاره می بارد

در سکوت سپید کاغذ ها

پنجه ام جرقه می کارد

 

شعر دیوانه ی تب الودم

شرمگین از شیار خواهش ها

پیکرش دوباره می سوزد

عطش جاودان اتش ها

 

اری. اغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه نا پیداست

من به پایان دگر نیند یشم

که همین دوست داشتن زیباست

 

********

اگه یه روز اشکات بدون اجازه سرازیر شد

                           اگه یه روز دلت بدون اجازه تنگ شد

                                                اگه موقع دیدن یه نفر قلبت بدون اجازه تند تر تپید

                                                                                        اگه نگاهت بدون اجازه به یه نفر ذل زد

                                            اگه دلت خواست بدون اجازه یکی رو بغل کنه

                        اگه قلبت بدون اجازه تیر کشید 

بدون داری عاشق میشی!!!!! 

 

مثله من که همین جوری عاشقه پوریا شدم.

 

 

عکس:پوریا 10

 

 

عکس:پوریا 11

 

 

عکس:پوریا 12

 

 

عکس:پوریا13

 

 

عکس:پوریا 14

 

 

 

 

*********

 اینو همیشه به خاطر بسپار ید :

 

برای عشق تمنا کن ولی خارنشو

برای عشق قبول کن ولی غرورت را از دست نده

برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو

برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن

برای عشق جون خودت رو بده ولی جون کسی رو نگیر

برای عشق وصال کن ولی فرار نکن

برای عشق زندگی کن و عاشقونه زندگی کن

برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش

برای عشق خودت باش ولی خوب باش

برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببین

*********

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!

 *****************************************

دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت

 ***************************************************

چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست

 ******************************************************************

 در همه عالم گشتم و عاشق نشدم


تو چه بودي كه تو را ديدم و ديوانه شدم

 

*****

به او بگویید دوستش دارم، به او که قلبش

 به وسعت دریاییست که قایق کوچک


دل من درآن غرق شده، به او که مرا

از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر


و ترانه برد، و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

به او بگویید دوستش دارم

 

 

 

**************************************************************************************

عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني .

 عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .

عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه:

 

باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟

 فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟

 فقط ميگه: دوستت دارم

پس پوریا منم فقط میگم:دوست دارم

************

آخه تو عزیزه قسه هامی                          آخه تو شعره روی لبامی

 

آخه جونه تو بسته به جونم                           اگه بری دیگه نمیتونم

 

آخه اسمه تو رو که میارم                        میشی همه ی دار و ندارم

 

از چی میترسی تو مهربونم                  من که رو عشقه تو موندگارم

 

من رو عشقه تو موندگارم م م م م م م م م

 

 

عکس:پوریا 15

 

 

عکس:پوریا 16

 

 

عکس:پوریا 17

 

 

عکس:پوریا 18

 

 

*********

 

وای که چقدر تو رو دوست دارم و میمیرم واسه تو تا همیشه تو قلبمی

 

میمیرم واسه چشمای قشنگت

 

بگو بگو بگو دوستم داری

 

دیگه نگو که نمیای که میمیرم وقتی که نیستی بهونه میگیرم

 

بازی نکنم با دلم که میمیره

 

بیا که دلم پیشه قلبه تو گیره

 

نکنه که دیوونه شی به عشقه من شک کنی

 

نکنه بی وفا بشی بخوای منو دک کنی

 

.

.

.

.

.

بقیه شم یادم نیست . معذرت

 

***********

 

این جمله ی منه:دوست دارم خیلی زیاد

 

فکر کردن اصلا نمی خواد .دوست دارم خیلی زیاد

 

فقط واسه تو ساختمش . دوست دارم خیلی زیاد

 

به چشماتم خیلی میاد

 

دفتره شعره من کجاست؟ واسه نازه اون نگات

 

می خوام امشب تا سحر ترانه سازی بکنم

 

یه ترانه بسازم که جهانی شه

 

که همه دنیا بدونن :

 

هیشکی مثله تو نمیشه

 

با جمله های تکراری دوباره بازی میکنم

 

باز خودمو دور میزنم قافیه سازی میکنم

 

دلم برات تنگ میشه  قافیش از سنگ میشه

 

دلم فقط تو رو می خواد قافیشم نمییییییاد

 

هیچی تو ذهنم نمیاد

 

هیچی تو ذهنم نمیاد

 

خسته میشم از هر چی جملست که با حرفه دله

 

نوشتنه ترانه هم/خداییش انگار مشکله!!!!!!

 

 

 

عکس:پوریا 19

 

 

عکس:پوریا 20

 

 

عکس:پوریا 21

 

 

عکس:پوریا 22

 

من ۲۱ عکس از پوریا داشتم ولی حالا ۲۲ تا شد

 

شاید یکیش تکراریه!!!!!

 

************

 

اگر به خاطر عشق تو ، مرد و زن هزار طعنه ام زنند باکی ندارم ، چون آن قدر رسوایم که رسوایی پناهگاهی است برای من .

از کسی پروایی ندارم . هر بلایی که می خواهد گو بر سرم آید ، خدنگ دشمن بر من کارگر نیست. زیرا کثرت پیکان تو ، بدن مرا مثل آهن پوشانده است .

اگر هزار تیر دشمن به سینه ام بخورد بی اثر خواهد بود . ولی فقط آن ناوک مژگان تو برای کشتن من کافی است .

آری ! من شهید خنجر فولاد عشق هستم . می دانم که رسوایم و سیلاب سرشکم ، پیراهنی از خون را که زخم تیغت به تنم پوشانده پاره می کند. عیش و ماتم روزگار بیرحم تافوتی با هم ندارند . جام باده مرا ، دمادم از شرنگ آلوده کرده . تنها اسارتگاهم دنیای عشق است که دوستش دارم . از شرنگ ملامت در امانم ، زیرا ، زنجیر جنون مثل حلقه های آهنین سپرم گشته است . در این دنیای بی ذوق ، همه جا برایم زندان شده است.

 

*********

 

آهای عاشقا:

 

آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند

 

آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد

آهاي عاشقان به عشق خود وفادار باشيد ، تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد

آهاي عاشقان از تمام وجود عاشق شويد ، و با اراده و اطمينان پا به اين راه بگذاريد

رسم عاشقي دروغ و خيانت نيست ، رسم عاشقي صداقت است پس سرلوحه و الگوي خود را صداقت قرار دهيد

آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد ، همين و بس

آهاي عاشقان ، ساده نباشيد ، عشق را از ته دل بخواهيد و انتظار عشق را حتي تا پاي مرگ بكشيد

آهاي عاشقان عشق را براي قلبش بخواهيد نه براي هوس و خوش گذارني و گذراندن لحظه هاي زندگي با هدف عاشق شويد و با عشق نيز از اين دنيا برويد

 

********

 

صدایم کن

صدایم کن ، که من صدایت را بسیار دوست می دارم

من به هیچ کس نگفته ام که تا چه حد صدایت را دوست می داشتم

صدای تو تمام سرمای خزان

و خلوت تنهایی مرا می شکست

 

فقط صدایم کن

********

حال دوستان:

به او بگویید دوستش دارم با صدایی آهسته ، آهسته تر از صدای بال پروانه ها به او بگویید دوستش دارم با صدایی بلند ، بلندتر از صدای پرواز کبوتران عاشق به او بگویید دوستش دارم با هیچ صدایی ، چون فریاد دوستت دارم نیاز به صدای بلند یا کوتاه ندارد ، فریاد دوستت دارم را می توان با تپش یک قلب به تمام جهانیان رساند پس بگذار بدون هیچ شرمی بگویم : دوستت دارم ...

 

**********

 

دیگه چی بگم؟ شما بگید.

 

من زیاد حرف زدم حالا شما بگید .

 

شما هم تو این آپ همکاری کنید.

 

آپ تولده آقا پوریاست !!!!

 

نیاز مند یاری سبزتان هستیم!!!!

 

ممنون.

فعلا

 

|+| نوشته شده توسط زهرا در دوشنبه 1386/04/04 و ساعت 4:0 | 
خدا نگهدار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خدا نگهدار

اگه بدی ای خوبی ای ازم دیدین حلالم کنین

می دونین بچه ها حالم اصلا خوش نیست

نمی دونم چمه

ولی با کمال تاسف باید بگم که من دیگه این وبو آپ نمیکنم

شاید بعدا پشیمون شم و برگردم نمی دونم

هیچی نمیدونم

اصلا نمیدونم چرا دارم این وبو شما دوستای گل رو ترک میکنم

حسابی ریختم به هم

امیدوارم زود حالم بیاد سر جاش و برگردم

دلم براتون تنگ میشه

راستی من که برم فراموشن نکنینا

از کسانی هم که عضو هستن خواهش می کنم نذارن وب تعطیل شه

و

سوت و کور بمونه

دوستون دارم

آقای پور سرخ دوستون دارم

از صمیم قلب دارم میگم

همتونو دوست دارم

از کسانی هم که تو این مدت تحملم کردن صمیمانه تشکر میکنم

|+| نوشته شده توسط زهرا در شنبه 1386/02/22 و ساعت 23:23 | 
یه عکس
|+| نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه 1386/02/18 و ساعت 6:33 | 
چند تا عکس

 

 

 

 

 

فعلا این ۳ تا رو داشته باشین تا پست بعدی

بیشتر از این نمی تونم بمونم

 

 

|+| نوشته شده توسط زهرا در شنبه 1386/02/15 و ساعت 17:30 | 
|+| نوشته شده توسط زهرا در پنجشنبه 1386/02/13 و ساعت 15:14 | 
با عرض سلام خدمت تمامی هواداران اقای پورسرخ
سلام .خدمت تما می هواداران  اقای پورسرخ

در ابتدا از زهرای عزیز تشکر میکنم که مرا عضو این وبلاگ کرد.

پست اولم حق بدید که خوب نشه . چون زیاد وارد نیستم عزیزان انشالا دفعه های بعدی جبران میکنم.راستش رو بخوایید مطلب جدید فعلا ندارم .عکس هم حتما دفعه های بعدی میزارم.

برای همین فقط یک شعر میذارم

گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنم

گاه یک نغمه ان قدر دست نیا فتنی است که با ان زندگی میکنم

گاه یک نگاه انچنان سنگین است که چشمانم رهایش نمی کند

گاه یک عشق انقدر ماندگار است که فراموشش نمیکنم

.......................................

گریستن خوب نیست مگر بشود جوری گریست که چشم ها نفهمند

روزی که گفتی منتظر باش و رفتی و تنها شدم و گریستم

اما هم اکنون تنها نیستم انتظار با من است ولی هر دو با هم می گرییم

خوشحال میشم نظر بدید

بای.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط زهرا در دوشنبه 1386/02/10 و ساعت 16:25 | 
چند نما
سلام دوستان عزیز:

راستش من کلی عکس از فیلم مهمان داشتم ولی وقتی به وبلاگه رزای عزیز رفتم دیدم دوست عزیزی قبلا پیش دستی کردند!

من هم عکس هایی رو که کم تر به عکس های وبلاگ رزا جون شبیه بود گذاشتم ولی من حدود ۱۵ تا عکس دیگه هم دارم اگه می خواین که بگید تا بزارم ولی من برای اینکه تکراری نشه نزاشتم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینم ۲ تا عکس از فیلم وفا(یادش به خیر)

 

 

 

 

 

 

 

یه مصاحبه هم بود که اونم وقتی خواستم بزارم دیدم رزا جون قبلا زحمتشو کشیدن

 

میتونید تو وبلاگ ایشون ببینید:

 

www.pooria-poorsorkh.blogfa.com

 

امیدوارم خوستون بیاد

 

راستی وبلاگ من هنوزم عضو میپزیرد

 

|+| نوشته شده توسط زهرا در شنبه 1386/02/08 و ساعت 17:16 | 
هجر حبیب
 

سلام بر همه شما طرفداران اقای پوریا پور سرخ امید وارم این متن هم که به نوعی شعر  به دلتون بشینه

ای خوش که ز دلدار نشهنی دارد

                                            در سراپرده دل جا و مکانی دارد

                                                                                     هرسحر محفل انسی ز رقیبان خالی

ناله و اشکی و اهی و فغانی دارد

                                           جز به یاد خم زلفش نکنم ناله واه

                                                                                  هرسخن جایی وهر نکته مکانی دارد

 

|+| نوشته شده توسط زهرا در جمعه 1386/02/07 و ساعت 7:35 | 
عکس+مطلب
سلام

بالاخره بعد از کلی کلنجار رفتن به فوتو شاپ پوستر ساختن رو یاد گرفتم

امیدوارم خوشتون بیاد

نقد فیلم مهمان:

(که البته این نظر من نیست و از اینترنت پیداش کردم)

کمدي «مهمان» امسال در گروه اکران نوروزي سينماها روي پرده رفت و در کنار «اخراجي ها» توانست به فروش خوبي هم دست پيدا کند.
اين فيلم چهارمين ساخته سينمايي «سعيد اسدي» در مقام کارگردان محسوب مي شود.
«مهمان» يک کمدي ساده خانوادگي است که صرفا براي جلب توجه مخاطب و موفقيت در گيشه توليد شده است. شايد مهمترين نقطه ضعف و کاستي اين فيلم را بتوان در سوژه تکراري و ساختار ضعيف داستان آن مورد اشاره قرار داد: دختر امريکايي تحت تاثير تبليغات منفي يک فيلم سينمايي به خانواده نامزد ايراني اش مظنون مي شود و براي آشنايي بيشتر و کسب اطمينان به ايران سفر مي کند. کرولاين در نخستين روز ورود به ايران از خانه مي گريزد و با يک راننده تاکسي آشنا مي شود.
اين طرح ساده داستاني ، يا نمونه هاي مشابه آن بارها و بارها دستمايه توليد فيلمهاي سينمايي قرار گرفته اند و البته به واسطه جذابيت هاي کميک و پرداخت سينمايي عموما هم مورد توجه مخاطبان عام بوده اند. اما مساله مهم اين است که سادگي و کليشه اي بودن اين طرح و داستان و تکيه صرف بر مولفه هاي کمدي ممکن است کيفيت کار را بشدت دچار اشکال کند.
مهمان بيشتر از آن که مقيد به قواعد داستاني باشد و براساس يک ساختار منسجم و سينمايي شکل بگيرد، فيلمي متکي بر عناصر کميک است. در واقع کارگردان داستان را بهانه اي براي خلق و پرداخت کمدي قرار داده و از کمدي به نفع جلب مخاطب استفاده کرده است.
داستان مهمان با ورود کرولاين به ايران شروع مي شود و پس از مقدمه چيني به فرار او از منزل نامزدش مي رسد؛ دقيقا از همين جا به بعد است که کمدي آغاز مي شود و ترفندهاي جذب مخاطب در پرداخت روايت فيلم کاربرد پيدا مي کنند، اما متاسفانه اسدي چندان پايبند به خلق کمدي با کيفيت مناسب نيست و ادامه داستانش را عمدتا با کمدي گفتار و پند موقعيت کليشه اي ادامه مي دهد.کمدي موقعيت پس از مواجهه کرولاين با مجيد و همراهي آنها، تنها در چند مورد معدود مشاهده مي شود و تازه همين چند مورد هم باز تحت تاثير ارزش گفتاري اهميت و ارزش مي يابند. ضمن اين که اين موقعيت ها سطحي و کم مايه انتخاب و پرداخت شده اند. به عنوان مثال فرار کرولاين و مجيد از خانه آقاي محترم و صحنه تعقيب و گريز زري و مادر او با مجيد، موقعيت هايي هستند که از روي نمونه هاي آثار مشابه کپي برداري شده اند. بنابراين عمده پرداخت کمدي را در فيلم مهمان بايد در حوزه گفتار مورد بررسي قرار داد.
همراهي يک دختر خارجي که بتازگي فارسي را آموخته و دست و پا شکسته به اين زبان صحبت مي کند، با يک راننده تاکسي که به زبان کوچه بازاري صحبت مي کند، مسلما قابليت هاي کميک فراواني را به وجود مي آورد. تقابل کلامي اين دو شخصيت حتي به صورت عادي هم مي تواند باعث ايجاد خنده شود. پس طبيعي است که اسدي براي برجسته کردن اين ويژگي و بيشتر اهميت دادن به آن وسوسه شود و به دنبال کسب نتيجه از کاربرد اين ابزار ساده و دم دستي باشد.
کرولاين جمله يا کلمه اي را ادا مي کند و مجيد آن را نمي فهمد يا اشتباه متوجه مي شود. از طرف ديگر خيلي از اصطلاحات کوچه بازاري مجيد را هم کرولاين به اشتباه مي فهمد؛ همين ويژگي عاملي است که مي تواند تماشاگر را به خنده وادارد. اما بايد توجه داشت که هر گاه کمدي به سمت خنده صرف گرايش پيدا کند، براي رسيدن به هدفش از سطحي ترين ابزارها نيز استفاده مي کند.
فيلم سعيد اسدي صرف نظر از برخي شعارها که در پس داستان مي آيد، هدف خاص ديگري جز خندان تماشاگر ندارد. بنابراين براساس فصول زيادي از فيلم مي توان آن را يک کمدي تجاري دانست که تمايل زيادي به گرايش به هجو دارد.
بالا و پايين پريدن ها، در استخر افتادن ها، دعواها و... نمونه هاي غيرکلامي اين هجويه کميک هستند که البته بايد اعتراف کرد در رسيدن به هدفشان بسيار هم موفقند.
همان طور که ذکر شد، کمدي گفتار مهمترين ابزار اين موفقيت است اما در درجه دوم دو شخصيت مهم داستان ، يعني کرولاين و مجيد هم تاثير زيادي در رسيدن به اين هدف دارند. دختر ساده خارجي که بايد در کشوري ديگر مدام با چيزهاي تازه و عجيب آشنا شود، سر راه يک راننده تاکسي با مرام ايراني قرار مي گيرد و اتفاقا تا شب با او همراه مي شود. همين موقعيت اصلي به اندازه کافي مي تواند زمينه هاي ورود موقعيت هاي کوچکتر و کمدي گفتار را فراهم کند و آنها را دربرگيرد.
حالا مي توان بازي کرولاين پيچ و امين حيايي را هم به دو مورد فوق اضافه کرد. امين حيايي البته در مهمان يک تيپ شناخته شده و آشنا را به گونه اي اغراق شده بازسازي کرده است. اما در مقايسه با ضرورت هاي اثر و آنچه از او توقع مي رود، خوب کار کرده است. نحوه راه رفتن ، طرز اداي کلام و فيگورهايي که حيايي در مهمان از آنها استفاده مي کند بخش اعظمي از کمدي فيلم را مي سازند. از طرف ديگر چهره ساده و بازي نسبتا خوب کرولاين پيچ در نقش کرولاين هم در راستاي ديگر عناصر فيلم است. کرولاين قرار است براي شناخت خانواده نامزدش و همچنين جامعه ايراني سوار بر يک تاکسي تمام شهر را بگردد و از نزديک در مواجهه با اجتماع قرار گيرد. اين شخصيت بايد کنجکاو، ساده ، زودباور و شگفت زده باشد. کرولاين پيچ تقريبا چنين نقشي را ايفا مي کند.

**********

راستی بچه ها شما چیزی راجع بی فیلم جنایت و جنحه که آقا پوریا توش بازی کردن می دونین؟

من چیز های خیلی کمی میدونم یعنی میدونم که:

كارگردان :
 حميدرضا محسني
 نويسنده :
 حميدرضا محسني

خلاصه داستان :
درباره چند جوان است كه در پي حضور در ميهماني هاي شبانه و استفاده از قرص هاي توهم زا با موضوعي پيچيده گرفتار مي شوند. شبي در يكي از ميهماني ها، شخصي به قتل مي رسد و ماجرا با ورود پليس وارد مرحله تازه اي مي شود.

و ساخته سال ۱۳۸۴ هست

بازیگران:

نام ... نقش
۱ - رضا رويگري ....
۲ - عبدالرضا آشتياني ....
۳ - مهرانه مهين ترابي ....
۴ - مجيد واشقاني ....
۵ - جليل فرجاد ....
۶ - شهنام شهابي ....
۷ - پوريا پورسرخ ....
۸ - نوشين حسين خاني ....
۹ - پويا اخوت ....
۱۰ - اميرشمس الدين حشمت زاده ....
۱۱ - پويا يوسفي ....

 

یه گزارشم از پشت صحنش تونستم گیر بیارم!(که در زیر میتونین ببینید):

گزارش پشت صحنه« جنايت و جنحه»

بلوار فردوس، پنج عصر
كيكاووس زياري

 

مجيد واشقاني

مهرانه مهين ترابي

 

خيابان هاي پهن بلوار فردوس در محله صادقيه تهران يكي از محل هاي اصلي فيلمبرداري فيلم «جنايت و جنحه» است. بلوار فردوس با وجود گروه سازنده اين فيلم، همچنان آرام و خلوت است و كمتر رهگذري را مي توان پيدا كرد كه براي تماشاي فيلمبرداري ايستاده باشد. شايد اين آرامش به خاطر گرماي هوا باشد. مهدي شباني، مدير فيلمبرداري و احسان صابريان، صدابردار آخرين مسايل را با همكاران و دستياران خود چك مي كنند.مجيد واشقاني، مدير توليد فيلم، كه يكي از نقش هاي اصلي را هم بازي مي كند، درباره حال وهواي فيلم مي گويد: «اين فيلم در ژانر جنايي و معمايي ساخته مي شود و همه تلاش گروه سازنده اين است كه فيلمي جذاب و متفاوت ارائه كند. قصه اين فيلم در باره چند جوان است كه در مهماني هاي شبانه از قرص هاي توهم زا استفاده مي كنند. يك شب در يكي از اين مهماني ها، شخصي به قتل مي رسد. اما قاتل مشخص نيست. ماجرا با ورود پليس وارد مرحله تازه اي مي شود.» واشقاني توضيح مي دهد كه تمام سكانس هاي فيلم را بعدازظهر و شب كاركرده اند.
به گفته او، صحنه امروز يكي از جذاب ترين صحنه هاي فيلم است. بهرام، يكي از شخصيت هاي اصلي فيلم- كه نقش او را پوريا پورسرخ بازي مي كند- در اين صحنه با يك فروشنده داروهاي ورزشي و مكمل هاي غذايي بازي دارد. نماهاي اين سكانس در داخل و خارج مغازه فيلمبرداري مي شود.فروشنده كه بدني ورزيده دارد، با زدن سيلي به گوش بهرام، او را به پياده رو مي اندازد. بهرام از پشت به زمين مي افتد.
فروشنده: چه طور اون موقع كه مي خواستي شيش ماهه قهرمان زيبايي اندام بشي، از اين حرف ها نمي زدي؟مگه من گفتم اين قدر آمپول بزني؟ مگه از من پرسيدي چه عوارضي داره؟ قبل از اين كه بازوهات رو بادكني، بايد اين فكرها رو مي كردي.
همزمان با حرف هاي فروشنده، بهرام از روي زمين بلند مي شود.
فروشنده: يه دفعه ديگه اين طرف ها پيدات بشه و از اين حرف ها بزني، فكت رو مي آرم پايين! هر كي ندونه، من مي دونم تو اون بازوها غير از باد هيچي نيست!
بهرام: (در حالي كه خاك هاي لباس خود را مي تكاند) من به همه مي گم عوارض اين داروها چيه. من مي گم كه همه تون دنبال استفاده هاي خودتونين و آينده و خانواده ما اصلاً براتون مهم نيست.
فروشنده: (با تمسخر) به بزرگترت بگو با من قهري! (مي خندد) تا احمق در جهانه، مفلس در نمي مانه. تا آدم هايي مثل تو هستن كه مي خوان بدون دردسر و زحمت بازو گنده كنن، توپ هم نمي تونه مارو تكون بده. حالام هري! بزن به چاك تا اون روم رو بالا نياوردي.
بعد از دوبار تمرين، اين صحنه از دو زاويه گرفته مي شود. اين سكانس به حدود ۱۰ نماي مختلف خرد مي شود كه بعد از يكي، دو برداشت مورد قبول حميدرضا محسني، كارگردان فيلم، قرار مي گيرد. در صحنه  اي كه امروز در خيابان فيلمبرداري مي شود رضا رويگري، رضا آشتياني و مهرانه مهين ترابي، سه بازيگر اصلي ديگر فيلم، حضور ندارند.
«جنايت و جنحه» سومين فيلم بلند سينمايي حميدرضا محسني است. او فيلمسازي را حدود ۱۰ سال قبل با فيلم نوجوانانه «ابراهيم» (۱۳۷۴) شروع كرد و سپس «بوي بهشت» (۱۳۸۰)را ساخت. اين فيلمساز جوان درباره كار تازه خود مي گويد: «فيلمسازي را با ساخت فيلمي براي نوجوانان شروع كردم، اما« بوي بهشت» در يك دنياي كاملاً متفاوت رخ مي داد كه هيچ شباهتي به« ابراهيم» و دنياي كودكان و نوجوانان- كه علاقه خاصي به آن دارم- نداشت. با «جنايت و جنحه» دوباره به سراغ دنياي جوانان و نوجوانان و موضوع هاي اجتماعي رفته ام. اين همان دنيايي است كه مي خواهم خودم را به آن وصل كنم. بعد از اين هم مي خواهم فقط براي كودكان و نوجوانان فيلم بسازم. قصه فيلم «جنايت و جنحه » را نه سال پيش نوشته بودم. در اين سال ها، موقعيتي پيش نيامد تا آن را كارگرداني كنم. با توجه به شرايط امروزي احساس كردم بهترين موقعيت است تا آن را جلوي دوربين ببرم. تصورم اين است كه سينماي ما تا به حال با چنين موضوعي سروكار نداشته است. همه اميدم اين است كه كار خوبي از آب در بيايد و تماشاچي را جذب كند» .گروه قرار است بقيه صحنه هاي فيلم را در صادقيه و يكي، دونقطه ديگر تهران فيلمبرداري كنند. آنها دو روز آخر كار خود، در نيمه مهر، راهي شمال مي شوند تا چند صحنه باقي مانده را آن جا بگيرند

اگر کسی از شما چیز بیشتری در این مورد میدونین خواهشا به بقیه هم خبر بدید!.

********

اینم یه پوستر دیگه که خودم درست کردم:

 امیدوارم خوشتون بیاد

 

 

|+| نوشته شده توسط زهرا در شنبه 1386/02/01 و ساعت 17:1 | 
سوپرایزه ویژه

سوپرایزه ویژه و هدیه ی من به شما:

دانلود فیلم مهمان

فیلمی جدید با بازی:

پوریا پورسرخ

ولی حجمش زیاده

باید بری به ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط زهرا در یکشنبه 1386/01/26 و ساعت 18:40 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar